شبکه انديشمندان قم
کد خبر : 75222
تعداد بازدید : 6376

منبع امتحاني روش تحقيق (چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟)

منبع امتحاني درس روش تحقيق (اصول مقاله نويسي)

بسمه تعالي

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

(اصول مقاله نويسي)

 
1.مقدمه
مقاله علمي معمولاً در نتيجه پژوهش منطقي، ژرف و متمركز نظري، عملي يا مختلط، به كوشش يك يا چند نفر دريك موضوع تازه و با رويكردي جديد با جهت دستيابي به نتايجي تازه، تهيه و منتشر ميگردد. چنين مقالهاي در واقع گزارشي است كه محقق از يافتههاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي خودبراياستفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقمندان به دست مي دهد.تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهشهاي انجام شده، يكي از مهمترين مراحل پژوهشگري به شمار ميرود؛ زيرا
اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهاي علمي خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم كه مهم باشد، به پيشرفت علم كمكي نخواهد كرد؛ چون رشد و گسترش هر عملي از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشفراهم آمده از سوي فرد فرد انديشمندان آن علم تحقق مي يابد.
همان طور كه پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسي يافته هاي علمي پژوهشگران قبل از خوداست تا بتواند يافتههاي علمي خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافتههاي پژوهشي او دسترسي پيداكنند و با استفاده از آنها فعاليتهاي علمي خود را سازمان داده، در ترميم و تكميل آن بكوشند.
از امتيازهاي مهم يك مقاله ميتوان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره كرد؛ زيرا محقق ميتواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يك رساله، پاياننامه، پژوهش، يا حتي يك كتاب را به اختصار در يك مقاله علمي بيان كند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از كليات آن آگاهي يابند و در صورت نيازبيشتربه اصل آن تحقيقات مراجعه كنند.بدين منظور، امروزه نشريات گوناگوني در زمينههاي مختلف علمي- پژوهشي نشر مييابد و مقالههاي به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراواني را در اختيار دانش پژوهان قرار ميدهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمي آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوههاي صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در
اختيار علاقه مندان قرار دهند.نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولي در ابعاد مختلف محتوايي، ساختاري و نگارشي است.
 
2. ملاك هاي محتوايي مقاله
يكي از مهمترين ابعاد مقاله علمي، محتواي علمي و ارزشمنديِ كيفي آن است. مقاله بايد يافتههاي مهمي را دردانش بشر گزارش نمايد و داراي پيامي آشكار باشد؛ در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهاي محتوايي پژوهش علمي اشاره ميگردد كه توجه به آنها قبل ازتهيه مقاله به ارتقاي كيفيت آن كمك مي نمايد.
الف) فرايند «تفكر»: تفكر، تلاش براي معلوم كردن مجهول با استفاده از علوم موجود است.
بنابراين اساسيترين محور محتوايي يك پژوهش علمي، آن است كه مجهولي را روشن نمايد. بر اين اساس، هرپژوهش علمي در پي پاسخ دادن به پرسشهايي است كه تاكنون براي مخاطبان كشف نشده است. از اين رو پژوهش علمي هميشه با طرح يك يا چند سئوال آغاز ميشود كه محقق در صدد پاسخگويي به آنهاست.
ب) منطقي بودن: منطق كه راه درست انديشيدن (تصور) و صحيح استدلال آوردن (تصديق) را ميآموزاند، () ابزار ضروري يك مقاله علمي است و محقق بايد شايستگي لازم را در استدلال آوردن، تحليل محتوا و نتيجه گيري داشته باشد. قواعد تعريف، طبقه بندي، استنباطهاي قياسي و استقرايي، روشهاي مختلف نمونه برداري و غيره همه از ويژگيهاي منطقي يك مقاله علمي است كه محقق بايد به آنها توجه داشته باشد (
ج) انسجام و نظامدار بودن: مرتبط بودن اجزاي مختلف مقاله با همديگر، همچنين متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوين فرعي با همديگر، از جمله مواردي است كه به تحقيق، يكپارچگي و انسجام ميبخشد. بر اين اساس،محقق بايد عناوين فرعي مقاله خود را با نظمي منطقي از يكديگر مجزا كرده، ارتباط بخشها را مشخص نمايد.
د) تراكمي بودن: از آنجا كه هدف پژوهش پاسخ به سئوال هايي است كه تا آن زمان دست كم از نظر محقق، پاسخي منطقي براي آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمي بايد از يك سو به منظور كشف دانش جديد، و از سوي ديگر،براي تكميل دانش، صورت پذيرد. بنابراين هدف اصلي يك مقاله، كشف يا تكميل دانش بشري است، نه تكرار دوباره
آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).
ر) تناسب موضوع با نيازهاي فعلي جامعه علمي: هر پژوهش علمي بايد نيازهاي اساسي جامعه علمي خود را در نظرگرفته، در صدد حل آن مسايل برآيد؛ بنابراين از طرح موضوعاتي كه از اولويت تحقيقي برخوردار نيستند و جامعه علمي، بدانها نياز ندارد، بايد احتراز نمود.
س) خلاقيت و نوآوري: هر تحقيق علمي زماني ميتواند در ارتقاي سطح دانش، موفق و موثر باشد كه از فكري بديع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتي كه به جمع آوري صرف بسنده ميكنند، نميتوانند سهم عمدهاي در پيشرفت دانش بشري داشته باشند.
ص) توضيح مطلب در حدضرورت: از جمله مواردي كه محقق در گزارش نويسي پژوهش خود (مقاله) بايد بدان توجه كند، پرهيز از حاشيه روي و زيادهگوييِ افراطي است؛ همچنان كه خلاصه گويي نبايد به حدي باشد كه به ابهام و ايهام منجر شود؛ بر اين اساس محقق بايد به حدي مطالب را تبيين كند كه مقصود وي براي خواننده، روشن شود.
ط) متناسب بودن با نظريه ها: هر رشته علمي، متشكل از نظريهها و قوانيني است كه مورد اتفاق صاحبنظران آن فن است؛ از آنجا كه تحقيقات علمي در اين پژوهشگاه در حيطه مشترك علوم انساني- اسلامي است، يافتههاي به دست آمده در تحقيقات ميداني يا توصيفي نبايد با اصول مباني ديني و همچنين با قوانين كلي آن رشته تخصصي منافات داشته باشد.
ع) اجتناب از كلي گويي: هدف نهايي علم، صورتبندي يك «نظريه» و «تبيين كردن» يكي از اصول مهم نظريه است.
(از اين رو محقق بايد بتواند مباحث علمي خود را به روشني توضيح دهد و با زبان گويا آن را تبيين و از كلي گويي اجتناب نمايد.
ف) گزارش روش شناسي تحقيق: «تحقيق» فرايندي است كه از طريق آن ميتوان درباره ناشناخته ها به جست و جوپرداخت و از آن، شناخت لازم را كسب كرد. در اين فرايند چگونگي گردآوري شواهد و تبديل آنها به يافتهها «روششناسي» ناميده ميشود. اين سئوال كه چگونه دادهها بايد گردآوري شود و مورد تفسير قرار گيرد، به طوري كه ابهام حاصل از آنها به حداقل ممكن كاهش يابد؟» از موارد مهم تحقيق علمي است.
. يك تحقيق علمي زماني ميتواند مطالب خود را به اثبات برساند كه از روش گردآوري مناسبي برخوردار، و آن روشها در مقاله به خوبي بيان شده باشد.
 
3.ساختار مقاله علمي
نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحي مد,ن است. در گزارش يك تحقيق نه تنها بايد ارزشهاي محتوايي را مراعات كرد، بلكه بايد از ساختار روشمندي نيز پيروي كرد.
ساختار مقاله و تهيه گزارش از يك پژوهش علمي، با توجه به روش به كار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است.
دانشمندان در يك تقسيم بندي كلي، روشهاي استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم ميكنند. روشهاي
كمي كه در آنها از دادههاي كمي در تحقيق استفاده ميشود (تحقيقات ميداني) و روشهاي كيفي كه در آنها ازدادههاي كيفي (تحقيقات كتابخانهاي) استفاده ميشود. ().
مراحل گزارش يك پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايي بيان ميگردد.
 
 
3.1. مراحل مقدماتي گزارش پژوهشي
 
3.1.1. موضوع يا عنوان مقاله
عنوان، مفهوم اصلي مقاله را نشان ميدهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلي پژوهش را نشان دهد. عنوان مقاله
بايد جذاب باشد، همچنين عنوان بايد كوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهشباشد. تعداد كلمات در عنوان را حداكثر دوازده واژه بيان كردهاند. (
نام مؤلف يا مؤلفان و سازمان وابسته
بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذكر ميشود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه كه هر يك از مؤلفان در آن مشغول به كارند، ميآيد.
اگر ميزان مشاركت همه افراد در اجراي پژوهش يكسان باشد، اسامي آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرارمي گيرد. (
 
3.1.3چكيده .
چكيده، خلاصه جامعي از محتواي يك گزارش پژوهشي است كه همه مراحل و اجراي اصلي پژوهش را در خود دارد.
هدفها، پرسشها، روشها، يافتهها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چكيده آورده ميشود. در متنِ چكيده بايد از ذكرهرگونه توضيح اضافي خودداري شود. مطالب چكيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابي و نقد) از زبان خودپژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضي تهيه مي شود. چكيده در حقيقت بخشي كامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته ميشود و نبايد پيش از انجام گزارش پژوهش تهيه شود. طول چكيده براي مقاله، بستگي به روشهاي خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا صد و پنجاه كلمه پيشنهاد شده است.
 
3.1.4كليدي واژگان .
معمولاً در انتهاي چكيده، واژگان كليدي پژوهش را بيان ميكنند تا به خواننده كمك كنند، پس از خواندن چكيده وآشنايي اجمالي با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با
توجه به حجم و محتواي مقاله، پنج تا هفت واژه كليدي در هر مقاله بيان ميشود.
3.3. ساختار مقاله مبتني بر پژوهش توصيفي
، ساختار كلياي كه تقريبا همه پژوهشهاي توصيفي بايد در قالب آن درآيند، به شرح زير است.
3.3.1مقدمه .
آنچه در مقدمه يك مقاله تحقيق كتابخانهاي قرارميگيرد - همانند تحقيفات ميداني - كلياتي است كه محقق بايدقبل از شروع بحث، آن را براي خواننده روشن نمايد؛ مانند تعريف و بيان مسئله تحقيق، تبيين ضرورت انجام آن واهدافي كه اين تحقيق به دنبال دارد. همچنين محقق بايد خلاصهاي از سابقه بحث را - كه به طور مستقيم مرتبط با موضوع است - بيان كند و در نهايت توضيح دهد كه اين مقاله به دنبال كشف يا به دستآوردن چه مسئلهاياست؛ به عبارتي، مجهولات يا سؤالهاي مورد نظر چيست كه اين مقاله درصدد بيان آنهااست.
 
3.3.2. طرح بحث (متن(
در اين بخش، مؤلف وارد اصل مسئله ميشود. در اينجا بايد با توجه به موضوعي كه مقاله در پي تحقيق آن است،
عناوين فرعي تر از هم متمايز گردند. محقق در تبيين اين قسمت از بحث، بايد اصول مهم قواعد محتوايي مقاله را مورد توجه قراردهد و سعي كند آنها را مراعات نمايد؛ اصولي مانند:
منطقي و مستدل بودن،
منظم و منسجم بودن،
تناسب بحث با عنوان اصلي،
 ارتباط منطقي بين عناوين فرعيتر در مسئله،
خلاقيت و نوآوري در محتوا،
اجتناب ازكلي گويي،
مستندبودن بحث به نظريههاي علمي و ديني،
جلوگيري از حاشيه روي افراطي كه به انحراف بحث ازمسير اصلي ميانجامد و موجب خستگي خواننده ميشود و همچنين پرهيز از خلاصه گويي و موجزگويي تفريطي كه به ابهام در فهم ميانجامد، رعايت امانت حقوق مؤلفان، اجتناب از استناددادن به صورت افراطي، توجه داشتن به ابعاد مختلف مسئله و امثال اينها.
3.3.3نتيجه گیری
در اين قسمت محقق بايد به نتيجه معقول، منطقي و مستدل برسد. نداشتن تعصب و سوگيري غيرمنصفانه درنتيجه گيري، ارتباط دادن نتايج با مباحث مطرح شده در پيشينه، ارائه راهبردها و پيشنهادهايي براي تحقيقات آينده، مشخص كردن نقش نتايج در پيشبرد علوم بنيادي و كاربردي و امثال آن، از جمله مواردي است كه محقق بايد به آنها توجه داشته باشد.
 
3.2. ساختار مقاله مبتني بر پژوهش ميداني
روشها و اصول كلي ناظر بر گزارش فعاليت پژوهشي شاخههاي علوم، تقريبا به طور خاصي به كار ميروند كه همگي
متكي بر «روش علمي» است. انجمن روان شناسان (APA) به منظور تسهيل در امر انتقال روش نتايج پژوهش،
الگوي استاندارد شدهاي را در اختيار مؤلفان قرار داده تا در موقع تهيه گزارش پژوهشي خود، آن اصول را به كار
گيرند و تقريبا همه مجلههاي معتبر علوم انساني در تهيه و تنظيم نوشتههاي پژوهش خود از آنها پيروي ميكنند.
(كه در زير به اختصار به مراحل آن اشاره مي گردد.
 
3.2.1مقدمه .
هر مقاله علمي با يك مقدمه شروع ميشود و آن، خلاصهاي از فصل اول و دوم پايان نامهها و رسالههاست كه به طور
مختصر به بيان كليات تحقيق و بررسي مختصري از پيشينه آن ميپردازد؛ بنابراين در مقدمه مقاله، مسئله تحقيق و
ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنيادي و كاربردي به صورت مختصر بيان ميگردد و سپس به بررسي سوابق
پژوهشي كه به طور مستقيم به موضوع تحقيق مرتبط است، پرداخته ميشود. مقدمه بايد يك منطق اساسي را در
تحقيق بيان كند و به خواننده نشان دهد كه چرا اين تحقيق ادامه منطقي گزارشهاي پيشين است. در اين بخش
پس از نتيجهگيري از پژوهشهاي بررسي شده، محقق بايد پرسشهاي پژوهش خود را به صورت استفهامي بيان
كرده و به تعريف متغيرهاي تحقيق به صورت عملياتي بپردازد
روش .3.2.2
هدف اساسي از بيان روش آن است كه به گونهاي دقيق، چگونگي انجام پژوهش، گزارش گردد تا خواننده بتواند آن
را تكرار نمايد و همچنين درباره اعتبار نتايج داوري كند؛ بنابراين مؤلف بايد همه مراحل اجرا، از جمله آزمودنيها،
ابزارهاي پژوهش، طرح پژوهش، روش اجرا و روش تحليل دادهها را بيان كند.
الف) آزمودنيها: جامعه مورد مطالعه و ويژگيها و مشخصات آن از نظر تعداد، سن، جنسيت، ميزان تحصيلات و...
همچنين چگونگي انتخاب آنها و در صورت گروهبندي شدن تعداد گروهها و مقدار افراد هر گروه بيان ميشود.
ب) ابزارها: ابزارهاي آزمايش، مثل پرسشنامه، تست و... پس از آن بيان ميگردد. چنانچه ابزار سنجش، يك وسيله مشهور و استاندارد شده باشد، اشاره به نام آن كافي است، اما اگر يك مقياس خودساخته باشد، بايد چگونگي طراحي و تهيه آن و شواهد مربوط به اعتبار و روايي بودن آن گزارش شود.
ج) طرح پژوهش: به نقشه كار پژوهشگر براي حل مسئله پژوهش، طرح گفته ميشود. ابتدا متغيرهاي مستقل،
وابسته و تعديل كننده و... بيان ميشود، سپس طرحهاي پژوهشي، مثل طرح تك آزمودنيِ پيشتست- پس تست،
تحليل واريانس عاملي و... ، كه در روش به كار گرفته شده، بيان ميگردد. همچنين تكنيكهاي كنترل متغيرهاي
نامربوط و ناخواسته، مانند تصادفي ساختن، همتاسازي و غيره مورد توجه قرار ميگيرد.
د) شيوه اجرا: در اين قسمت همه مراحلي كه آزمودني و آزماينده در طول مطالعه انجام دادهاند، به صورت گام به گام
تشريح ميگردد. گردآوري دادهها، دستورالعملهاي اجراي پژوهش، چگونگي تشكيل گروههاي آزمايشي و كنترل،
چگونگي اجراي آزمايش و شيوه ثبت پاسخها و امثال آن، به طور خلاصه و دقيق توضيح داده ميشود.
ر) تحليل دادهها: در اين قسمت چگونگي طبقهبندي، مرتب كردن، خلاصهكردن و تحليلكردن دادهها بيان ميشود؛
همچنين روشهاي آماري توصيفي به كار گرفته شده مثل فراوانيها، درصدها، نمودارها، مقادير مركزي و پراكندگي؛
و روشهاي آماري استنباطي، مثل اجراي آزمون z ،t ياf، استفاده شده در تحقيق بيان ميگردد. (
 
 
 
 
نتايج .3.2.3
در اين بخش، توصيف كلامي مختصر و مفيدي از آنچه به دست آمدهاست، ارائه ميشود. اين توصيف كلامي با
اطلاعات آماري مورد استفاده، كامل ميشود و بهترين روش آن است كه دادهها از طريق شكل و نمودار يا جدول، نمايش داده شوند. ساختار بخش نتايج، معمولاً مبتني بر ترتيب منطقي پرسشها يا فرضيهها و نيز وابسته به تأييدشده بودن يا تأييد نشده بودن فرضيههاست. ترتيب بيان نتايج نيز يا برحسب ترتيب تنطيم سؤالها يا فرضيههاي
آنهااست، (يا برحسب اهميت آنها. روش متداول بيان نتايج، آن است كه ابتدا مهمترين و
جالبترين يافتهها و سپس به ترتيب، يافتههاي كم اهميتتر ارائه ميشود. ().
3.2.4. بحث و تفسير
در اين بخش، تمام اجزاي گزارش تحقيق به هم ربط داده ميشوند و محقق با تركيب و پيوند بخشهاي مختلف،
خواننده را به سوي يك نتيجهگيري كلي هدايت ميكند. بنابراين لازم است شباهتها و تفاوتهاي نتايج اين
پژوهش با پژوهشهاي قبلي روشن گردد و نيز معلوم شود كه يافتههاي پژوهش، به روشن شدن مسئله مورد بررسي و زمينه دانش آن چه كمكي كرده است.
بنابراين توصيه ميشود در اين بخش، ضمن توضيح كوتاهي درباره مسئله پژوهش و بيان نتايج تحقيق، به تفسير
نتايج پرداخت. براي اين كار بايد اين نتايج را با يافتههاي نتايج پيشين مقايسه كرد. آنگاه توضيح داد كه پژوهش
حاضر، به گسترش دانش زمينه مورد نظر چه كمكي كردهاست، و در ضمن آن، كاربرد احتمالي آن را مشخص كرد و
نقاط ضعف پژوهش را همراه با پيشنهادهايي براي پژوهشگراني كه در آينده ميخواهند در اين زمينه پژوهش، كار
كنند، بيان كرد.
 
4. ارجاعات
اعتبار يك گزارش پژوهشي علاوه بر صحت و دقت دادهها و استدلال حاصل از آنها، به منابع و مراجعي است كه از
اطلاعات آنها در پژوهش استفاده شده است. ارجاعات از موارد مهم ساختار يك مقاله علمي است، به وسيله آن،
چگونگي استفاده از انديشه هاي ديگران را به خواننده معرفي مينمايد.
در اين قسمت به دو بحث مهم ارجاعات اشاره ميشود كه يكي شيوه ارجاع دادن در متن است و ديگري شيوه ذكرمنابع در پايان مقاله.
4.1. ارجاعات در متن
نخستين چيزي كه درباره استناددادن در متن بايد مشخص بشود، اين است كه: چه چيزي بايد مستند گردد؟ موارد استناد آوران را به شرح زير بيان داشته است:
الف) بايد انديشه هايي را كه به ديگران تعلق دارند، مشخص كرد و با ذكر مأخذ نشان داد كه از آن چه كساني ميباشند (امانت داري)
ب) هر زمان كه افكار و انديشههايي با چهارچوب فكري كسان ديگري همخواني دارند، موارد را بايد با ذكر منبع مشخص كرد.
ج) هر زمان كه نظريه، روش يا دادهاي موردبحث قرار ميگيرد، منبع آن را بايد ذكركرد تا اگر خواننده خواست
اطلاعات بيشتري درباره آن كسب كند، بتواند به آن مراجعه كند.
د) بايد نقل قولهايي را كه از يك متن به صورت مستقيم و بدون دخل و تصرف، آورده ميشود، داخل گيومه مستندساخت. ().
بنابراين اطلاعاتي كه براي خوانندگان، اطلاعات عمومي به حساب ميآيند، لازم نيست مستند شوند. نويسنده، تنها در صورتي ميتواند به آثار خود ارجاع، دهد كه اين ارجاع براي مطالعه بيشتر باشد و نقل از خود، معنا ندارد.
همچنين در استنادكردن، حتي الامكان بايد به منبع مستقيم يا ترجمه آن استناد كرد. تنها زماني به منابع ديگران استناد ميشود كه محقق دسترسي مستقيم به اصل اثر را نداشته باشد كه در آن صورت بايد مشخص كرد كه آن مطلب از يك منبع دست دوم گرفته شده است.
4.1.1. شيوه ارجاع در متن
هرگاه در متن مقاله مطلبي از يك كتاب يا مجله يا.. به صورت مستقيم يا غير مستقيم، نقل شود، بايد پس از بيان
مطلب، آن را مستند ساخت. اين مستندسازي شيوههاي مختلفي دارد كه در اينجا به بخشهايي از آن اشاره مي شود.
در استناد، نام مؤلف و صاحب اثر، بدون القاب «آقا»، «خانم»، «استاد»، «دكتر»، «پروفسور»، «حجت الاسلام»،«آيت ا للّه» و امثال آن آورده ميشود، مگر در جايي كه لقب جزو نام مشخص شده باشد، مانند خواجه نصيرالدين طوسي، آخوند خراساني، امام خميني، علامه طباطبائي.
الف) يك اثر با يك مؤلف:
پس از آوردن متن، داخل پرانتز: نام مؤلف، تاريخ انتشار، شماره صفحه به ترتيب ميآيد و پس از آن، نقطه آورده مي شود، مانند:
ب) يك اثر بيش از يك مؤلف:
اگر تأليف داراي دو يا سه مؤلف باشد، نام آنها به ترتيب ذكر شده در اثر، به همراه سال انتشار و شماره صفحه ميآيد؛ ولي در آثار با بيش از سه مؤلف، نام اولين مؤلف ذكر ميشود و به دنبال آن عبارت «و همكاران» و سپس
سال انتشار و شماره صفحه ميآيد؛ مانند: (سرمد، بازرگان و حجازي، 1379، ص 50) يا (نوربخش و همكاران،.(75 ص ،1346
 
ج) آثار با نام سازمانها و نهادها:
در صورتي كه آثار به نام شركتها، انجمنها، مؤسسات، ادارات و مانند اينها انتشار يابند، در استنادكردن، به جاي نام مؤلف، نام سازمان مي آيد، مانند: (فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي، 1382، ص 34).
د) دو يا چند اثر يك مؤلف:
هرگاه به دو يا چند اثر مهم اشاره شود، همه آنها در داخل پرانتز، و به ترتيب تاريخ نشر پشت سرهم ميآيند؛ مانند:
(والاس، 1980، ص 15؛ 1988، ص 27؛ 1990، ص 5). و اگر چند اثر يك مؤلف در يك سال منتشر شده باشد، آثار
مختلف او با حروف الفبا از هم متمايز ميگردند؛ مانند: (احمدي، 1365الف، ص22؛ 1365ب، ص 16)
ر) استناد آيات و روايات:
در استناد دادن به آيات، ابتدا نام سوره، سپس شماره آيه ذكر ميشود. درباره روايات نهج البلاغه، ابتدا نام كتاب سپس شماره خطبه، نامه يا كلمات قصار ذكر ميشود، و روايات غير نهج البلاغه، نام گردآورنده روايات، تاريخ نشر،
شماره جلد و صفحه ميآيد؛ مانند: (بقره، 39)؛ (نهج البلاغه، خطبه 33)؛ (مجلسي، 1403، ج 56، ص 198).
4.1.2. زيرنويس (پاورقي) توضيحي
توضيحات اضافي، يا توضيح اصطلاحاتي را كه نويسنده براي حفظ انسجام متن نميتواند آن را در متن بياورد،ميتوان در زير صفحه با مشخص كردن شماره آنها بيان كرد. نكته قابل توجه اينكه، اين توضيحات بايد حتي الامكان خلاصه ذكر شوند و نبايد تكرار مطالب متن باشند. ترجمه آيات و روايات بايد در متن مقاله هاي فارسي بيايد و درصورت نياز، متن عربي آن در پاورقي ذكر شود. اما در جايي كه آوردن متن عربي در متن ضروري باشد، به جهت
پرهيز از تطويل در متن علمي، از آوردن ترجمه در متن، اجتناب ميشود و به توضيح و تبيين آن اكتفا ميشود.
در ترجمه متون توضيحاتي كه مؤلف در زيرنويس آورده، بايد عينا ترجمه شود و در صورتي كه مترجم براي بيان اصطلاح يا تبيين مطلبي توضيحي را ضروري ببيند، ميتواند آن را در پاورقي ذكركند و در جلوي آن لفظ «مترجم»را- براي متمايز ساختن آن از توضيحات مؤلف- بياورد.
4.1.3ها معادل .
كلمه هاي بيگانه در داخل متن حتما بايد به فارسي نوشته شود و صورت خارجي آنها در پاورقي ذكر گردد و اين،منحصر به اصطلاحات تخصصي يا اسامي اشخاص است. چنانچه در موارد خاصي لازم باشد كه صورت خارجي آنها درداخل متن بيايد، بايد آنها را مقابل صورت فارسي در داخل پرانتز نوشت. (غلامحسينزاده، 1372، ص 17).
نكته قابل توجه در استناد دادن معادلها اين است كه اولاً در هر متن يا مقاله يا كتاب، فقط يك بار معادل انگليسي
آنها آورده ميشود؛ ثانيا معادلهاي بكار گرفته شده بايد يكنواخت باشند. و در صورت آوردن معادلهاي ديگر، مثل
فرانسه، آلماني، و... بايد، در متن توضيحي درباره آن داده شود. در نوشتن اسامي اشخاص، ابتدا نام بزرگ، سپس حرف اول نام كوچك او با حروف بزرگ نوشته مي شود، مانند: Jung ،C.
ارجاع در منابع
محقق بايد در پايان مقاله فهرستي از منابع و مراجعي كه در متن به آنها استناد كرده است، به ترتيب حروف الفباي
نام خانوادگي در منابع فارسي (عربي يا انگليسي در صورت استفاده) بياورد. مقصود از فهرست منابع، به دست دادن
صورت دقيق و كامل همه مراجعي است كه در متن مقاله به آنها استناد شدهاست. هدف از ارائه اين فهرست، نشان دادن ميزان تلاش پژوهشگر در بررسي و استفاده از منابع گوناگون، احترام به حقوق ساير نويسندگان و مؤلفان و نيزراحتي دستيابي خواننده به منابع موردنظر است؛ علاوه براينكه تمامي مراجع و مآخذي كه در متن به آنها استناد شده، بايد در فهرست منابع آورده شود، پس در بخش منابع، فقط منابعي آورده مي شود كه در متن به آنها استناد
شده است.
در ذكر هر منبع، حداقل پنج دسته اطلاعات، ضروري به نظر ميرسند كه در همه ارجاعات مشتركاند:
1. نام مؤلف يا مؤلفان؛ 2. تاريخ انتشاراثر؛ 3. عنوان اثر؛ 4. نام شهر (ايالت)؛ 5. نام ناشر.
جداسازي اين اطلاعات از هم با نقطه (.) و جداسازي اجزاي مختلف هر يك از آنها با ويرگول (،) صورت ميگيرد.
4.2.1. ارجاع كتاب در منابع
الف) در ارجاع كتاب با يك مؤلف، اطلاعات ضروري ذكر شده در بالا ذكر ميشود، در صورتي كه اثر تجديدچاپ شده
باشد، پس از عنوان كتاب، شماره چاپ آن مي آيد، مانند: جوادي آملي، عبداالله (1372). هدايت در قرآن (چاپ سوم). تهران: مركز نشر فرهنگي رجاء.
در ارجاعات انگليسي در صورتي كه چاپ جديد مجددا ويرايش شده باشد، علامت اي دي (ed) با شماره با شماره
ويرايش آن، داخل پرانتز آورده مي شود، مانند:
Belmont. An introduction to the history of psychology (2ed). ،Wadsworth: CA .
Hergenhahn ،(1993). R. B
ب) در ارجاع منابع داراي دو مؤلف يا بيشتر، اسامي مؤلفان به ترتيب نام ذكرشده در كتاب، ذكر ميشود و بين نام و
نام خانوادگي آنها ويرگول و بين اسامي مؤلفان نقطه ويرگول (؛) مي آيد؛ مانند:
سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس و حجازي، زهره(1379). روشهاي تحقيق در علوم رفتاري (چاپ سوم). تهران: نشرآگاه.
ج) در معرفي كتابهاي ترجمه شده، پس از ذكر نام مؤلف و تاريخ اثر، نام مترجم و تاريخ انتشار ترجمه ذكر ميشود.
در آثاري كه تاريخ نشرشان مشخص نيست، داخل پرانتز به جاي تاريخ نشر، علامت سؤال (؟) ميآيد؛ مانند:
صدرالدين شيرازي، محمد(1375). شواهد الربوبيه، ترجمه جواد مصلح. چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.?
د) در معرفي كتابهايي كه با عنوان سازمانها يا نهادها منتشر شدهاند، به جاي نام اشخاص، نام مراكز ذكر ميشوند:
مركز اسناد و مدارك علمي، وزارت آموزش و پرورش، (1362). واژهنامه آموزش و پرورش: فارسي- انگليسي،انگليسي- فارسي. تهران. نشر مؤلف.
ر) كتابهايي كه به جاي مؤلف، ويراستاري يا به صورت مجموعه مقالاتي بوده كه به وسيله افراد مختلف نوشته شده است؛ اما يك يا چند نفر آنها را گردآوري كرده اند، بدين صورت مي آيند:
شفيع آبادي، عبداالله (گردآورنده)، (1374). مجموعه مقالات اولين سمينار راهنمايي و مشاوره. تهران. انتشاراتدانشگاه علامه طباطبائي.
4.2.2. ارجاع مقاله در منابع
براي ارجاع به مقالههايي كه در مجلههاي علمي- تخصصي به چاپ ميرسند، ابتدا نام مؤلف يا مؤلفان، پس از آن،تاريخ انتشار اثر، بعد عنوان مقاله، و به دنبال آن، نام مجله و شماره آن ذكر ميشود، سپس شماره صفحات آن مقاله
در آن مجله با حروف مخفف صص در فارسي و pp در انگليسي آورده ميشود؛ مانند:
حداد عادل، غلامعلي (1375). آيا انسان ميتواند عيني باشد. فصلنامه حوزه و دانشگاه، ش 9، صص 35-41.
4.2.3. ارجاع پايان نامه و رساله در منابع
در ارجاع رسالهها و پاياننامهها، پس از ذكر عنوان، بايد ذكرشود كه آن منبع پاياننامه كارشناسي ارشد يا رساله
دكترا و به صورت چاپ نشده، است؛ سپس بايد نام دانشگاهي را كه مؤلف در آن فارغالتحصيل شده است، آورد:
ايزدپناه، عباس (1371). مباني معرفتي مشّاء و اهل عرفان، پاياننامه كارشناسي ارشد، چاپ نشده دانشگاه قم.
4.2.4. ارجاع از يك روزنامه در منابع
در معرفي مقالههايي كه در خبرنامه ها و روزنامه ها به چاپ ميرسد، يا استنادهايي كه از متن سخنراني اشخاص دريك روزنامه آورده ميشود، همانند ارجاع مقاله در مجله، تمام اطلاعات ضروري را آورده سپس سال انتشار، روز و ماه،نام روزنامه و شماره صفحه را ذكر مي كند. مانند:
محقق كجيدي، محمدكاظم (21 ،1375مهر)، موانع ساختاري توسعه بخش كشاورزي، روزنامه كيهان، ص6.
4.2.5. ارجاع فرهنگنامه و دائرةالمعارف در منابع
در ارجاع دائرةالمعارف ها نام سرپرست آورده شده و سپس بقيه اطلاعات ضروري، همانند كتاب به ترتيب مي آيد؛
مانند:
بجنوردي، سيدكاظم و همكاران (1377)، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي (چاپ دوم)، تهران: مركز دائرةالمعارف بزرگ
اسلامي.
4.2.6. ارجاع كنفرانس ها، سمينارها و گزارش ها
ارائه گزارش از همايش ها و سمينارها بايد به شكل زير بيان گردد: (سلطاني، 1363، ص 19).
همايش بينالمللي نقش دين در بهداشت و روان (1380). چكيده مقالات اولين همايش بين المللي نقش دين دربهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشكي ايران.
4.2.7. نقل منابع الكترونيكي (اينترنت)
امروزه نقل از منابع اينترنتي يكي از منابع ارجاع است كه در ذكر آن، اطلاعات ضروري به ترتيب زير بيان ميگردد.
(ترابيان، علی .1987، ترجمه قنبري، 1380).بارلو، جان پي (1996). درخت يوشع ميلرزد، در مجله CORE (روي خط اينترنت)، ج8 ، ش 1992) ،1)، نقل شده تاريخ 25 مارس 1996، قابل دسترسي در؛Corel. 08. g2. :pub/Zines/CORE-Zine File:Ptp. etext. org Directory
 
5.آئين نگارش
چنانكه بيان شد، محقق بايد ابعاد سه گانه محتوايي، ساختاري و نگارشي مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاكنون
بيان شد، خلاصهاي از اصول محتوايي و ساختاري يك مقاله علمي بود. اكنون به بررسي اصول كلي آيين نگارش كه رعايت آن در تحرير مقاله علمي ضروري به نظر مي رسد، مي پردازيم.
الف) متن علمي تا حدممكن بايد مختصر و مفيد باشد. به همين جهت لازم است از آوردن نقل قولهاي غيرضروري و حجم افزا، تفننهاي شاعرانه و ذوقي، بيانهاي عاطفي واحساسي و گزافه نويسي اجتناب شود.
ب) از آوردن عبارت هاي مبهم، مغلق و پيچيده و واژه هاي نامأنوس بايد احتراز گردد.
ج) بايد از ذكر بندهاي طولاني و جمله هاي بلند خودداري شود.
د) مطالب بايد ساده، روان، جذاب و به گونه اي صريح و روشن بيان گردد.
ر) در نقل مطالب، ضروري است امانتداري را با ذكر مشخصات دقيق منبع رعايت نمود. هر چند در اين باب نبايد به دام افراط و تفريط- كه حمل بر فضل فروشي يا سهل انگاري است- افتاد.
ش) هر بخش از نوشته كه شامل يك انديشه و مطلب خاصي است، بايد در يك بند (پاراگراف) آورده شود.
ص) بايد از به كار بردن كلمات مترادف به جهت افزايش حجم اجتناب شود.
ط) بايد از به كار بردن افراطي حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهيز شود.
ع) بايد از به كار بردن تعبيرهاي نامناسب و عاميانه و استعمال الفاظ ناروا، ركيك و غير اخلاقي احتراز شود.
دو نكته را در آئين نگارش بايد به صورت مجزا بنويسيدك يكي رسم الخط فارسي و ديگري آئين نشانه گذاري است.
 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :