شبکه انديشمندان قم
کد خبر : 61191
تعداد بازدید : 1837

درس اخلاق آيت الله رشاد مورخه 93.7.23

آيت الله رشاد درس اخلاق 93.7.23 آثار سوء مراء: امام على(ع) : الف) انفسی 1. اخلاقی معنوی: 2. معرفتی علمی: ب) آثار اجتماعی كسى‏ كه از [ريخته شدن] آبروى خود واهمه داشته باشد، بايد از مراء چشم بپوشد دليل دشمنى بسيار، فراوانى مراء است.



دريافت فايل صوتي



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله و الصلوة على رسول الله و على آله آل الله و اللعن الدائم على اعدائهم اعداءالله الى يوم لقاء الله.

اِلهي هَبْ لِيْ كَمالَ الْأِنْقِطاعِ اِلَيكَ، وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيْكَ، حَتّي تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النّورِ، فَتَصِلَ اِلَي

مَعْدِنِ الْعَظِمَةِ، وَ تَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقةً بِعِزِّ قُدْسِكَ.

 

(مناجات شعبانيه، بحارالانوار، ج 1، ص 99-97)

 

بحث در خصوص رذیلت مراء بود. در مورد ماهیت این رذیلت  بحث کردیم ، در خصوص هویت آن سخن گفتیم ، در مورد علل و ریشه های آن نیز بحث شد. اکنون نوبت میرسد به آثار و عوارض سوء این رذیلت.

آثار و عوارض سوء رذیلت مراء را مانندغالب رذائل اخلاقی میتوان به انواع مختلف تقسیم کرد. یکی از تقسیمات می تواند تقسیمات انفسی و آفاقی باشد.

تقسیم آثار و پیامدها به عوارض انفسی و درونی و پیامدها و عوارض آفاقی و برونی . چنان که هرکدام از این دودسته هم می تواند به اقسامی تقسیم بشود مثلا آفات و آثار درونی و انفسی به معنوی و احیاناً اخلاقی و نیز به آثار معرفتی و علمی . در روایات ما چنان که در گذشته هم بعضی از آنها را قرائت کردیم از این رذیلت به شر تعبیر شد ، در بعضی روایات آمده بود که اَشر از رذیلت مراء در خوی انسانی وجود ندارد چون خصلت و خصوصیت مظهر شرارت در حیات که شیطان است مراء بوده است .

در روایتی هم هست که : ( اَلْمِراءُ بَذرُ الشَّرِّ.) اصلاً مراء تخم شر است ، بذر شر است. هرچه شر است از مراء برمی خیزد یا هرآنچه چه از مراء برخیزد شر است. در مراء هیچ خیری نیست. به روایات که مراجعه می کنیم می بینیم که از لسان معصومین (ع) که انواع آثار سوء و عوارض در مورد مراء گفته شده است .از عوارض انفسی در دسته معنوی و اخلاقی آن روایت داریم که اصولا مراء سبب مرگ قلب می شود باعث دل مردگی می شود ، دل انسان می میرد ، قلب انسان می میرد ، روح انسان افسرده می شود، جان انسان پژمرده می شود با مراء ، مراء باعث افسردگی روح می شود .

در روایتی از حضرت صادق (ع) هست که : ( اَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقُلُوبَ: اَلذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ مُناقَشَةُ النِّساءِ يَعْنى مُحادَثَتهُنَّ وَ مُماراةُ الْاَحْمَقِ تَقُولُ وَ يَقُولُ وَلا يَرْجِعُ اِلى خَيْرٍ و مُجالَسَةُ الْمَوْتى فَقيلَ لَهُ يا رَسُولَ اللّهِ وَ مَاالْمَوْتى قالَ: كُلُّ غَنِىٍّ مُتْرِفٍ ) از رسول گرامی اسلام نقل فرمودند حضرت که : چهار چیز باعث مرگ دل است ، قلب را می میراند یکی گناه پشت گناه ، انسان یک وقت می لغزد خطاء می کند  ، گناهی مرتکب می شود پشیمان می شود ، توبه می کند و ادامه نمی دهد . یک وقت نه غرق گناه است ، گناه پس گناه ، این انسان دیگر قلبش می میرد ، دیگر این انسان معرفت ندارد ، معنا ندارد ، قلب حقیقت انسان است ، روح انسان است ، این انسان دیگر حقیقت او از بین رفته است . و کسی که با زنان مناقشه می کند ، با آنها حرف و حدیث دارد ، حالا این به این معنا که نِقاش و مجادله می کند با زنان ، کل کل می کند یا کسی که معاشرت مفرط به زنان دارد و سوم مراء با انسان های سبک مغز ، هی او میگوید ایشان چیزی می گویند، بگو مگو ، قیل و قال و به نتیجه هم نمی رسد ، به خیر هم منتهی نمی شود این قیل و قال ها و چهارم همنشینی با مردگان . عرض کردند یا رسول الله چه کسانی هستند؟ این موت ها چه افرادی هستند؟ فرمودند : افراد غنی مترف ، متمکنینی که مرتکب اتراف میشوند ، مرتکبین ولخرجی ، بد خرجی ، تشریفات زیاد از حد.

در کلام دیگری باز از حضرت صادق (ع) است که به محمد بن نعمان فرمودند که : (يَا ابْنَ النُّعْمانِ اِءيّاكَ وَالْمِرَاءَ فَإِنَّهُ يُحْبِطُ عَمَلَكَ.) اثر معنوی دیگر مراء این است که اعمال خوب انسان از بین میرود . انسان ممکن است کار های بسیاری را انجام داده باشد ، اگر این حدیث را معنوی معنی کنیم ، اعمال حسنه بسیاری را انجام داده است بر اثر مراء این ها را می سوزاند ، از بین می برد ، موجب هبط عمل می شود مراء. و احیاناً اگر این حدیث را اجتماعی معنی کنیم این که انسان در جامع کار های خوبی انجام داده است با ارتکاب به مراء سبب می شود که ، آن اعمالش پیش مردم کم ارزش بشود ، از بین برود .

در آثار معرفتی هم چون مراءعمدتاً در حوزه معرفت است ، عرض کردیم در مجادلات لفظی علمی و ناظر بر سخن و احیاناً عقاید و آراء دیگران مطرح می شود . انسان در مقام بحث علمی نوعاً مرتکب مراء می شود ؛ به همین جهت عرض کردیم که مراء از جمله رذائلی است که بیشتر در کمین ما طلبه ها است ، ما چون اهل بحث هستیم ، اهل مجادلات علمی هستیم ، جدل هستیم احیانا،ً بنابراین آثار سوء درونی دارد، درونی نه از نوع معنوی که عرض کردیم ، درونی از نوع معرفتی یعنی از موانع معرفت مراء اگر بنا باشد موانع معرفت برشمرده بشود بر اساس تقسیم های روز عواملی که نقش ایجابی و یا احیاناً سلبی در معرفت دارند ، اینها به عوامل معرفتی مانع یا موجب یا عوامل غیر معرفتی مانع یا موجب معرفت می شوند ، این تقسیم ، تقسیم رایج امروز است .

مراء از جمله عواملی است که گاه جنبه معرفتی دارد خودش، این طرز مواجهِ با علم مانع علم انسان می شود از درون و بیرون ، گاهی از درون انسان وقتی حرف را می شنود به این قصد استماع می کند که ببیند عیب آن کجا است ، این خود به خود در درون یک جداره ای را در مقابل معرفتی که دارد وارد قلب وی می شود ،به سمت او آمده است ، می سازد  ، از همان اول با موضع برخورد می کند با حرف . با حقیقت هم انسان بخواهد با موضع  منفی مواجه بشود چه بسا حقیقت را درک نکند ، حقیقت محض ، تا چه برسد به سخنان دیگران که احیاناً آمیزه ای از حق و باطل است. وقت از همان اول حرف را می شنود که ببیند کجای این حرف عیب دارد ، ایراد دارد ، فقط ذهن او معطوف به نقاط ایراد است ، نقاط ضعف است ، دیگر نقاط قوت را نمی بیند .

از این جهت معرفت را از دست می دهد ، خودش را محروم می کند از علم، قبل از آنکه ما ایراد علمی دیگران را بگیریم مهمتر از اینکه جهل دیگران را بشناسیم و بر ملا کنیم ، جهل خودمان را بشناسیم و دفع کنیم و معرفت کسب کنیم . عیب ندارد انتقاد ، گفتیم نقد با ارزش است اما اصالت ندارد نقد ، نقد برای این است که باطل دفع بشود و حق اثبات بشود . اینجا ما نشسته ایم مرتب می خواهیم ببینیم نقطه ضعفی در کلام گوینده است که آن را بعداً بگوییم ، به دیگران بگوییم ، به خود او بگوییم ، این جا به نقاط قوت توجه نداریم اما اگر کسی ببینیم از همان اول که حرف درست این فرد چیست ؟ نقطه قوت او کدام است؟ حرف تازه او چیست؟ ما حالا اگر دو تا حرف خطاء و ناصواب هم گفت ، گفت ، بین حرف های او اگر حرف صواب و درستی است آن را عرض کنیم خب این طبعاً معرفت افزائی می کند ، بر معرفت او افزوده می شود، معرفت او انباشته می شود ، از هر کسی چیزی فرا می گیرد ، از هر گرگی احیاناً ذره ای دریافت می کند ، شهد گل ها را می بیند نه خار گل ها را اما وقتی بنا بر عیب گیری و عیب جویی است  قهراً دیگر کمالات را نمی بیند و لذا امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که : (مَن كَثُرَ مِراؤُهُ بِالْباطِلِ دامَ عِماؤُهُ عَنِ الْحَقِّ) یک کسی که بیشتر درصدد این است که احیاناً سخن باطل بگوید یا باطل دیگران را بفهمد این انسان از درک حق و حقیقت باز می ماند ، ضرر می کند .

باز در کلام دیگری : (اَلشَّكُ عَلى اَرْبَعِ شُعَبٍ) شک که یک مقوله معرفتی است بر چهار شعبه است دارای، چهار شاخه است ( عَلَى الَّتمارى وَ الْهَوْلِ والتَّرَدُّدِ والْاِسْتِسْلامِ فَمَنْ جَعَلَ الْمِراءَ دَيْدَنا لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ ) چهار شاخه دارد شک یا چهار منشأ دارد در واقع. یکی از آنها همین تماری است مراء کردن است .

مراء باعث شک و شکاکیت می شود . انسان های شکاک اهل مراء هستند یا اهل مراء شکاک می شوند .

امام المشککین ،هر مطلبی را که می بیند می خواهد یک عیب ، دوتا عیب، ده تا عیب حتماً بگیرد . خودش هم آخر سر دچار شک می شود ، همه وجودش می شود شکاکیت .

یکی از علل رواج و شیاع شکاکیت و نسبیت درعصر ما چه بسا آن علت منفی نباشد ، شاید این است که بشر معاصر بیش از حد کنجکاو است ، نقاد است ، اصولاً به نقد اصالت داده است ، این که به نقد اصالت داده اند در روزگار ما آثار و فوائدی داشته است ، آثار و فوائد مثبت هم داشته است .

به هر حال مقدمه هر فعلی نقد است اما آثار سوء هم داشته است اینکه هر مطلبی به محض این که مطرح می شود شروع می کنیم به عیب آن را گرفتن ، طبعاً این کنار می رود دیگر وچه بسا اگر دوام می یافت ، صیقل می خورد به کمال می رسد این سخن و این جور نیست و وقتی هرکی هرچه گفت ما ایراد گرفتیم بسا خود ما بیافتیم در دام شکاکیت . وشاید یکی از عوامل اجتماعی رواج و گسترش شکاکیت و نسبیت در روزگار ما این قضیه باشد . بحث تماری و ممارات ، مراء، ترس بی جا و تردد و پذیرش مطالب سست و سخیف بعد فرمودند که : (فَمَنْ جَعَلَ الْمِراءَ دَيْدَنا لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ....) کسی که روش او این است ، مثل بعضی ها که گفتیم خصلتاً اهل مراء هستند اگر درست باشد میگوییم مَرائند ، پیوسته مراء می کنند . این جور افراد به روز روشن نمی رسند و همیشه در ظلمات جهل باقی می مانند ، به معرفت صائب ، به معرفت مبین ، معرفت مبین دست پیدا نمی کنند .

باز اثر دیگری که جنبه انفسی و معرفتی دارد باز از امیر المؤمنین (ع) است که : (مَنْ كَثُرَ مِراؤُهُ لَمْ يَأْمَنِ الْغَلَطَ ) کسی که زیاد مراء کند از اشتباه در امان نیست . وقتی انسان زیاد از حد مجادله می کند و به اصطلاح عامیانه کل کل می کند ، ایراد گیر است , عیب جو و عیب گو است این انسان بیشتر در معرض لغزش است و به هر حال هر مطلبی را که از هر فردی می شنود عیب آن را می گوید در نتیجه یک وقت خودش دچار حیرت می شود ، چون مغرضانه انتقاد می کند ، مغرضانه ایراد میگیرد ، مغرضانه عیب جویی می کند ، عیب گویی می کند این انسان پایش می لغزد بالاخره . اینها هم بعضی از آثار انفسی و معرفتی مراء بود.

در خصوص دسته دوم آثار انفسی ، آثار آفاقی و آثار اجتماعی مراء هم روایات خوبی داریم یکی از آثار اجتماعی مراء این است که انسانی که اهل مراء است نوعاً انسان موقری شناخته نمی شود ،انسان محترمی شناخته نمی شود گرچه بسیاری از انسان های اهل مراء با عیب جویی و عیب گیری و عیب گویی دیگران در صدد اثبات خودشان هستند ، بعضی رویشان این است با نفی دیگران خود را اثبات می کنند ، خودشان مطلب اثباتی ندارند  ، از اینکه دیگران را نفی کنند به لحاظ روان شناختی در مخاطب می خواهند یک حس قبولی نسبت به خودشان ایجاد کنند .

عرض کردیم دیگران وقتی می بینند این هرکی هر چی گفت یک عیب و ایرادی گرفت می گویند خب این خیلی بالاتر از بقیه است وقتی حرف همه را زیر سؤال می برد معلوم می شود خودش هم حرفی برای گفتن دارد ، این درست است یک جنبه روان شناختی دارد در مخاطبین عام اما قطعاً خواص این طور فکر نمی کنند ، خواص حرف را می سنجند ، خواص حرف را ارزشیابی می کنند ، به محض این که فردی از دیگری ایراد گرفت نمی گویند حق با او است و نمی گویند چون ایراد گرفت پس حرف بی ایراد دارد خودش ، معلوم نیست چنین قضاوتی نخبگان بکنند، فرهیختگان بکنند ، اصحاب معرفت چنین قضاوتی بکنند . معمولا کسی که چنین حرفی دارد چون اهل مراء است و طبع او مراء است ، خصلت او مراء است این انسان شخصیت سخیفی پیدا می کند ، یک انسان سبکی است .

هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد خب همین جوری به هر جایی که می رسید و به هر کسی که می رسید می خواهید اشکالات او را بگیرید ، معمولا انسان عالم ، حکیم ، موقر، متین ،آرام است . و مراء باعث سخافت شخصیت فرد و موهوم شدن شخصیت فرد و باعث مشوح و مشوش شدن چهره انسان می شود فرمودند : (لا تُمارِ فَيَذْهَبَ بَهَاؤُك)  مراء نکن تا ارزش تو از بین نرود .

ارزشی که در مردم داری بگویند انسان سبکی است ، هر جا می رسد شروع می کند به این و آن پریدن . یک انسان با سواد و حکیم گاهی حرف را می شنود هیچ چیزی نمی گوید فکر می کنید حرف ها را قبول دارد آن وقت موقع آن که می شود به موقع شروع می کند به نقد کردن میفهمید نه در چنته چیزی داشته ، پشت او پر است از معارف فاخر و فخیم .

باز در حدیث دیگری از امام علی (ع) آمده است که : (مَنْ ضَنَّ بِعِرْضِهِ فَلْيَدَعِ الْمِراءَ ) مراءباعث آبروریزی می شود بالاخره دعوا است گفت که در دعوا که نقل و نبات پخش نمی کنند خب وقتی به قول باز تعبیر رسای عامیانه آن به دیگران گیر میدهد به تو گیر میدهند ، عیب دیگران را رو می کنید عیب تو را رو می کنند شما که بی عیب نیستید ، این حالت سبب می شود آبروی انسان به مخاطره بیافتد و حضرت علی می فرماید اگر کسی آبروی خودش را دوست دارد مراء را ترک کند.

فرق است بین مراء و بحث علمی این توصیه به ترک بحث علمی نیست بحث علمی یکی از سنن ارزشمند حوزه است گعده علمی که بعضی اوقات تعقيب میکنیم ، بسیاری از نظریه ها ، آراء در همین گعده علمی متولد می شود ، بسیاری از نظریه ها و آراء در همین گعده علمی صیقل می خورد  ، سنت بحث غیر از دعو مراء و جدال لفظی است ، عیب جویی است ، عیب گیری است ، عیب گویی دیگران است . آنچه سبب ریخته شدن آبروی انسان می شود این است که انسان به شکل ، به صورت یک رَویه پیوسته در مقام عیب یابی و عیب جویی از دیگران و بازگویی عیوب دیگران است درمعرض در مرآ و نزد دیگران . یک وقت اشکال را می بینید و می گذارید در موقع مناسب به فرد ، خیلی محترمانه و منطقی توأم با ادب و اخلاق ارائه می کنید ، این خیلی خوب است ، خیر خواهی است قطعا از جمله اعمال حسنه همین است اما وقتی در مقام مراء بر می آییم طبعاً آبروی خودمان را می بریم یا از آن جهت که می گویند این انسان سبک سری است یا از آن حیث که دیگران را مجبور می کنیم شروع کنند به عیب ما را گفتن ، ما یک عیب آن ها را می گوییم ،آنها ده تا عیب ما را  به رخ ما می کشند به این ترتیب آبروی ما مخدوش می شود.

حدیثی را قبلا خوانده بودیم از حضرت حسین (ع) که فرموده بودند : (لا تُمارِيَنَّ حَليما وَ لا سَفيها فَإِنَّ الْحَليمَ يَغْلِبُكَ وَ السَّفيهَ يُرْديكَ )با این دو دسته که نوعاً جامعه به یک از این دودسته تعلق دارند ، مراء نکنید حلیم وسفیه، انسان شکیبا به هر حال به مرور زمان بر تو غالب می شود ، با حوصله و با منطق و با نقد آرام و مسلط بر رفتار و گفتار خود تو را مغلوب میکند . سفیه هم تو را نابود می کند، پست می کند باز در بیان امام صادق (ع) است نزدیک به همین مضموم که : ( لا يُمارِيَنَّ اَحَدُكُمْ حَليما وَ لا سَفيها؛ فَاِءنَّهُ مَنْ مارىَ حَليما أَقْصاهُ وَ مَنْ مارىَ سَفيها أَرْداهُ ) با حلیم و فرد علیم و حلیم مواجهه کردن  باعث می شود که او تو را از خودش دور کند باز این می تواند از حیثی جزء همان آثار سوء معرفتی قلمداد بشود .

در بعضی از روایات هست که شما وقتی با افرادی مرتب از در مراء در می آیید سبب می شود که دیگراو با شما حرف نزند و علم خود را از شما منع کند امتناع کند از ارائه یافته های نو خود اما وقتی با کسی مواجه می شویم می گوییم آقا حرف تازه چه دارید؟ ساعتی تأمل و تفکر داشته اید مطالعه کرده اید ، تفحص و تتبع داشته اید حرف جدید چه گیرتان آمده است؟و منتظرید حرف جدید او را بشنوید .

حرف جدیدی زد تشویق می کنید و تشکر می کنید . اگر کوچکتر است تشویق می کنید ، اگر بزرگتر است تشکر می کنید ، سبب می شود او مرتب آنچه را که میابد را به شما ارائه کند و الا اگر بداند هر حرفی بزنید شما یک عیبی خواهید گرفت نمیگوید و این باعث می شود که شما از معرفت باز بمانید ، شما را از خودش دور کند .

این باز از بیانات حضرت صادق (ع) است که از ورقه بن نوفل ظاهراً از وصیت نامه ای ، ورقه ای داشته است به حضرت خدیجه (س) که حکیمی بوده است واقعاً و واقعاً حکمت داشته است و جزو کسانی بوده است که بعثت نبی اعظم (ص) را پیش بینی کرده است و حضرت خدیجه را به ازدواج با آن بزرگوار تشویق کرده است ، امام صادق از وی نقل میکند ، این هم نشانه حکمت آن بزرگ است و هم حکایت از تقریر کلام ورقه می کند که از وصیت ورقه بن نوفل است که به حضرت خدیجه ایشان گفته اند که یا بنت اخی ، ای برادرزاده من لا تُمارىِ جاهِلاً وَ لا عالِما ، ورقه عموی حضرت خدیجه است .

با جاهل یا با عالم با هیچکدام مراء نکنید فَاِنَّكِ مَتى مارَيْتِ جاهِلاً آذاكِ وَ مَتى مارَيْتِ عالِما مَنَعَكِ عِلْمَهُ.

با جاهل که مراء کنید به هرحال کینه به دل می گیرد او که نمی داند شما می خواستید نقد کنید، فکر نمی کند می خواستید راهنمایی کنید ، خیر خواهی خواسته اید بکنید او می گوید تو داری دشمنی با او می کنید او هم با تو دشمنی می کند. با عالم که به شیوه مرائی و مراء آمیر که برخورد کنید او علم خود را از تو امتناع خواهد کرد علم خود را به تو منتقل نخواهد کرد ، مَتى مارَيْتِ عالِما مَنَعَكِ عِلْمَهُ علم خود را از تو منع می کند .

از آثار اجتماعی دیگر مراء ایجاد بغض و کینه است ، محبت ها را مراء از بین می برد، تخم دشمنی می پاشد مراء و سبب عداوت و خصومت می شود در جامعه و لذا حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمودند که : (لا مُحَبَّةَ مَعَ كِثْرَةِ مِراءٍ ) وقتی مراء زیاد بشود دیگر محبتی باقی نمی ماند ، محبت از میان برمی خیزد.

باز از حضرت صادق است که : (إذا اَحْبَبْتَ رَجُلاً فَلا تُمازِحْهُ وَ لا تُمارِهِ. ) اگر کسی را دوست دارید و با کسی دوست هستید نه با او زیاد مزاح کنید اثار سوئی دارد که بحث مزاح را هم جزء رذائل بحث خواهیم کرد گفته اند نه زیاد مزاح کن ، افراط کن در مزاح چون هم باعث سبکی خودت میشود ،گاهی باعث دلگیری طرف می شود، گاهی باعث ابروریزی طرف می شود کمتر شوخی کنید و مراء نکنید ، این باعث از بین رفتن محبت خواهد شد به تعابیر نزدیک به هم ، متعدد در روایات آمده است : (ثَمَرَةُ الْمِراِء الشَّحْناءُ ) شحنا و کینه و حقد نتیجه مراء است .

در روایات دیگری هم هست که : (سَبَبُ الشَّحْناِء كَثْرَةُ الْمِراِء)  کثرت مراء موجب کینه خواهد شد به هرحال وقتی انسان با دیگران از در ایراد گیری و عیب جویی در میاید چه کسی است که دلش نگیرد؟ باعث دلگیری او نشود ، باعث رنجش خاطر او نشود و رفته رفته سبب پیدایش کینه نشود و رفته رفته موجب کینه ورزی او نشود .

وقتی کینه ورزی شد هزار و یک معصیت و رذیلت دیگر در پی آن واقع نشود به هر حال و مسلم این است که مراء از رذائل پر آثار و هیچ اثر مثبتی بر مراء بار نیست. داریم بعضی از رذائل که گاهی در شرایطی گویی ماهیت رذیلتی خودشان را از دست می دهند هرچند صورت رذیلتی داشته باشند حسب مورد ممکن است که کاربرد پیدا کند ،کاربرد مثبت پیدا کند . کبر بد است اما میگویند در مقابل متکبر باید متکبر بود . بعضی چیزها ذاتاً به نحوی هستند که قابلیت کاربرد مثبت ندارند مراء اگر مراء باشد عرض کردیم غیر از بحث علمی است و غیر از نقد  سازنده است مراء اگر مراء باشد هیچ اثر مثبتی بر آن بار نمی شود و ما معمولاً ما طلبه ها مبتلاییم ولی خب کم و زیاد دارد بعضی از ماها می شود خصلت و همه آثار این خصلت بر رفتار مترتب می شود ، گاهی هم بعضی از ما ها کمتر مبتلاییم و مرتکب می شویم ولی خب رذیلت کم آن هم رذیلت است باید پرهیز کرد . انشاء الله خداوند متعال به یک یک ما به شما طلبه های جوان که به فطرت اللهیتان نزدیکتر هستید و از سلامت نفس بیشتری برخوردار هستید و انشاءالله مرتکب معصیت نشده اید یا اگر کسی شده باشد معصیت کمتری مرتکب شده است و به ما پیرترها به لحاظ سنی بزرگترها که از هر حیثی از البته مثله بنده از شما جوان های پاک طینت از فطرت فاصله گرفته ایم مرتکب خلاف و خطاء احیاناً شده ایم و بیش از دیگر نسل ها خداوند توفیق بدهد که این رذائل خاصه رذیلت مراء را ترک کنیم.

اللهم صلی علی محمدو آل محمد و اجعل محیانا محیا محمد و آل محمد  و مماتنا ممات محمد و آل محمد و احشرنا مع محمد و آل محمد .

بارآفریدگارا مارا مدیون شهدا ،مدیون امام ، مدیون اساتیدمان ، مدیون متولیان و مدیران همه کسانی که طی قرون این حوزه های علمیه را حفظ کرده اند از دنیا مبر، ما را ادامه دهنده راه امام وشهدا و به ادای دین عظیمی به مدیران و اساتیدمان و بزرگان و مربیانمان داریم موفق بدار ، قلب مبارک حضرت حجت را از ما راضی بگردان ، ما را لایق سربازی آن بزرگوار بگردان، در ظهورش تعجیل بفرما جمله ما را در زمره سربازان آن بزرگوار محسوب بدار . بار افریدگارا آنچه خیر است در دنیا و آخرت نصیب ما بگردان و آنچه شر است در دنیا و آخرت از ما دور بدار .

 وسلام علیکم و رحمة الله

                  


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :